بسم الله الرحمن الرحیم
1) دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه بخاطر شخصيتى كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم.
2) هيچكس لياقت اشكهاى تو را ندارد و كسى كه چنين ارزشى دارد باعث اشک ريختن تو نميشود
3) اگر كسى تو را آنطور كه ميخواهى دوست ندارد، به اين معنى نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
4) دوست واقعى كسى است كه دستهاى تو را بگيرد ولى قلب تو را لمس كند.
5) بدترين شكل دلتنگى براى كسى آن است كه در كنار او باشى و بدانى كه هرگز به او نخواهى رسيد.
6) هرگز لبخند را ترك نكن، حتى وقتى ناراحتى چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
7) تو ممكن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشى، ولى براى بعضى افراد تمام دنيا هستى.
8) هرگز وقتت را با كسى كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
9) به چيزى كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
10) هميشه افرادى هستند كه تو را مىآزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسى كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكنى.
11) خود را به فرد بهترى تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مىشناسى قبل از آنكه شخص ديگرى را بشناسى و انتظار داشته باشى او تو را بشناسد.
12) زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زمانى اتفاق مىافتد كه انتظارش را ندارى.
زندگی دوچیز بیشتر نیست: یا مرگ آرزو ... یا آرزوی مرگ...،دوستت میدارم.
هر کسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم که همه کار و کسم شد. اون که عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يک توطءيه ميديد
به نام تنها پناه آشفتگان ديارسرنوشت تقديم به توکه هنوزهم تکهاي ازآسمان درچشمانت،جرعهاي ازدريا دردستانت وتجسمي زيبا ازخاطره ايثار گلهاي سرخ درمعبدارغواني دلت به يادگارمانده است. نخستين چکه ناودان بلند يک احساس رادرقالب کلامي ازجنس تنفس باغچههاي معصوم ياس به روي حجم سپيد يک دفترميريزم وآن رابا لهجه همه پروانه صفتهاي اين گيتي بيانتها به آستان نيلوفري دل زلالت هديه ميکنم. در پناه خالق نيلوفرها مهربان و شکيبا بماني.
امروز صبح كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه
هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند.
دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق
هوس کوچ به سرم زده. شايد هم هجرت. نمي دانم. ز اين بي دلي ها خسته شدم. دستانم را به دستان هيچ کس مي سپارم و درد دل مي کنم با درختان. ديوانگي هم عالمي دارد
نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خويش ، ما را به ناز فروشان نياز نيست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است
کردگارا، احساس را زمن مگير که بنده ام به درگاهت با دلي خون ز بندگانت و مرا رها مکن در اين دنياي مکر که دل آتش مي زنند و عاشق مي کشند. کردگارا، مرا تنها مگذار.
هفت شهر عشق شهر اول : نگاه و دلربايي شهر دوم : ديدار و آشنايي شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم : بهانه،فکر،جدايي شهر پنجم : بي وفايي شهر ششم : دوري و بي اعتنايي شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي
عهد کردم اگر بوسه داد توبه کنم... بوسه ای داد؛ چو برداشت لب از روی لبم، توبه کردم که دگر توبه بی جا نکنم!
همیشه غم انگیزترین و سخت ترین لحظات رو کسی واست می سازه که زیبا ترین و شیرین ترین لحظات رو واست ساخته بود!
زماني كه فكر ميكني تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداري يكي يه گوشه دنيا هست كه واسه ديدنت لحظه شماري ميكنه
وقتی هستی نيستم وقتی نيستی هستم وقتی هستم نيستی وقتی نيستم هستی ای همهی نيست شدهی هستیه هستيه من، نيست ميشود وقتی تو نيستی!